۲۳ مهر ۱۳۸۶

آیا اشتباه کردم؟

نمی دانم، هنوز نمی دانم، هرچند اولین روز کاری ام را در روزنامه اعتماد ملی پشت سر گذاشتم. همه چیز از غروب عید سعید فطر شروع شد. قراری برای یک ملاقات دوستانه و بعد مطرح شدن پیشنهاد دبیری سرویس حوادث. ساعت 11 صبح بود. ساعت 4:30 قراری برای شش عصر گذاشته شد و بعد، جلسه پشت چلسه و یک مرتبه دیدم نشسته ام مقابل نیروهای جوان سرویس و دارم در مورد برنامه های کاری حرف می زنم.
با رعنا چه کنم؟ با استرس های حوادث چه کنم؟ با مسئولیت ها چه کنم؟ یک سال و نیم از زندگیم لذت برده بودم و انگار برایم بس بود! نمی دانم. شاید اشتباه کرده ام شاید هم نه، فقط می دانم که افسون روزنامه نگاری بار دیگر من را سحر کرد.
نوشته شده توسط رویا کریمی مجد

۶ نظر:

ناشناس گفت...

va shoma hamishe tavana haste bidid :) mobaraka

محمدتورنگ گفت...

سلام .انشاالله هميشه موفق باشيد.

ebrahim گفت...

با درود
هماره پر توان
باور داشتم که از سر میگیرید کارتان را
یا حق

دانش گفت...

عرض کنم که :

مطالب صفحه ی اصلی رو خوندم

اون طور که شنیدم، صد هزار تومن، برای اون شغل، زیاد نیست

خدا برکت بده. شما دو خاور اثاثیه دارین؟

برای دختر شما و همه ی کودکان، آرزوی روز و روزگاری بهتر از روزگار پدرا و مادراشون دارم

شغل جدید هم به خیر و خوشی ، به امید خدا ...

خیر پیش

mohamad ghamkhar گفت...

salam
az shenidan in khabar khaili khoshhal shodam
vorode mojadade shoma ro be arse roznamenegari tabrik migam

نعیمه دوست دار گفت...

من بازهم آمدم که بگویم بابت گزارش ازدواج مجدد ممنون و این که حتما اشتباه نکرده اید و روزنامه نگاری برای شما که این همه در آن قدرت دارید یک اتفاق طبیعی است و رعنا هم با داشتن شما خوب بزرگ می شود!