۲۸ آبان ۱۳۸۶

فردا از صفحات حوادث خون مي‌چكد

حالم بده، حالم از خودم، كارم، نقشم، قلمم، همه چيز م به هم مي‌خورد. باز برگشتم توي يك دهليز بي سرانجام كه يك طرفش وحشت است و نفرت و طرف ديگرش نور و اميد اما كو تا برسيم به آن نور. نوري دور از دسترس، نور كه نه، كورسو.
ديروز داشتم براي يكي از دوستان در فضايل سرويس حوادث مي‌گفتم. مي‌گفتم كه در اين سرويس نه در مورد مردم كه از خود مردم مي‌نويسي، زندگي روزمره، دردها و غم ها و البته گاهي هم شادي ها. با ميترا حساب كرديم كه در همين يك ماه گذشته، توانسته ايم پرونده سه نفر را براي بررسي مجدد از پاي چوبه دار برگردانيم، مي‌گفتم و شادمان بودم اما
خبر پشت خبر از قتل هاي ناموسي مي رسد. ديروز مردي سر مردي ديگر را بريد و گذاشت روي سينه اش. امروز، هم همان طور، مرد و زني هم مردي را كشته اند چون از راز يك رابطه ناموسي با خبر شده است.
مدام حرف هاي يك مرد عرب روشن فكر در ذهنم جولان مي‌دهد. سال ها قبل كه در مورد قتل هاي ناموسي در جنوب كار مي‌كردم او گفت: به آمارها نگاه كنيد. در فاصله سال هاي 54 تا 57 ما كمترين آمار قتل هاي ناموسي را داشتيم چون فضاي شهر باز شده بود. مردم وقتي مي‌ديدند كه زن ها راحت در خيابان ها مي‌چرخند و كسي كاري به كارشان ندارد،‌آنها هم بازتر فكر مي‌كردند و آمار قتل هاي ناموسي به صفر رسيده بود. اما زماني كه حكومت به اتهام بيرون بودن موهاي دختري اورا شلاق مي‌زند، به من پدر هم حق بدهيد كه وقتي خلافي ناموسي از دخترم مي‌بينم او را بكشم.
حق با او است. وقتي به اتهام مانتويي تنگ، مويي آرايش شده، يا حتي نامه اي بي نام و نشان ، نيروهاي ضربت به خيابان مي‌ريزند و مرگيرند و مي‌برند و شب با افتخار از مردم مي‌خواهند كه بنشينند و اين همه خشونت را در تلويزيون نگاه كنند، پس جزاي گفت و گوي تلفني مرد و زني نامحرم در خيابان هم مرگ است.
نوشته شده توسط رویا کریمی مجد

۳ نظر:

ناشناس گفت...

با درود
هر ان چیز پرهیز دارند
اشتها افزوده گردد
اگر زعمای امر کمی به این بیت دقت کافی تری می داشتند اینچنان جامعه دستخوش حوادث نمی شد
یا حق

... گفت...

fekr nemikonam in dorost bashe , toye har rotaei ham deghat koni , mahvareh ha ro peyda mikoni , ba paeentarin aghshare jonob saro kar daram , hamashon mahvarh daran , va hatman midoni ke ghelzate din to zendegishon fogholadeh paeineh va kamtar kasishon hast ke ahle namazo roozeh bashe o in harfa , elate injor ghatla , khoshonata , faghre farhangiye . nashi az tarife ghalate gheyrat va taasob va hamchenin fekre marize khodeshon ke be har zani be shekle ye sorakh negah mikonan ! hamin ! bebakhshid az adabam !

شاه رخ گفت...

دردناکه دردناک