۰۷ تیر ۱۳۸۷

کله پخ پخو

یادم نمی ره قیافه آن مرد را. بلوچ بود. کنار یک اتاق تمیز با کلی وسایل کهنه نشسته بود. نمی دانم چند سال قبل بود. 20 سال، 17 سال؟ گفت: آخه کله پخ پخو، دنبال چی هستی؟ کی راضی می شی؟
نمی دانم هنوز آن زیر زمین نمور ، نزدیک فرودگاه مشهد هست؟ هنوز آن مرد بلوچ، به گوشه اتاق نگاه می کند و نیم ساعت حرف می زند یا نه؟
اگر بود، می رفتم و بهش می گفتم: کله پخ پخو قول می ده آدم بشه. تو فقط بگو آیا باز هم اشتباه کرده؟
نوشته شده توسط رویا کریمی مجد