۱۹ بهمن ۱۳۸۵

آقا، آقا

از همون اول صندلی اش را روی صندلی عقب اتومبیل، پشت سر راننده بسته بودیم. این طوری با یک حرکت کوچک چشم، از توی آینه می شد کنترلش کرد. اما آن روز اصرار و اصرار که می خواست روی صندلی کنار من بنشیند. تا موافقت کردم، مثل برق پرید روی صندلی و اشاره کرد تا کمربندش را ببندم. پشت چراغ قرمز وزرا، ارام شیشه را داد پایین. دستش را از پنجره برد بیرون. هر کس که رد می شد می گفت: آقا، آقا پول!!!

۴ نظر:

adam گفت...

سلام
کارم از خواهش گذشته
التماس می‌کنم لینکتون رو تو اینجا پینگ کنید
http://www.blogrolling.com/ping.phtml

ناشناس گفت...

٨ماچ امسال
نه به حجاب كودك
نه به فقر!
نه به اعدام
نه به جداسازی
نه به تهدات نظامی غرب. نه به ترور
زنده باد آزادی برابری
آزادی پوشش حق مسلم ماست!
ستم بر زن موقوف!
marchtehranshargh.blogfa.com

hengameh گفت...

chi begam!!!!!!!!!!!!!!!!

كوچولو گفت...

تازه مي‌شه هرنقشي رو از صاحبش بهتر هم بازي كرد....