۰۵ آذر ۱۳۸۷

امروز من دیوانه ام

امروز من دیوانه ام. دلم روضه می خواهد، از آن روضه های داغ عاشورایی که بتوانم چادرم را بکشم توی صورتم و پنهان از همه، حتی خودم، یک دل سیر گریه کنم.
دلم زیارت می خواهد، دلم می خواهد پنجره های فولادی و سرد ضریح امام رضا را بگیرم و او را همه عزیزانش قسم بدهم که رهایم کند. که آزادم کند.
دلم سماع می خواهد، می خواهم که لباس درویشی و چادر سفیدم را بپوشم و آن قدر در حلقه رندان، گرد خودم بچرخم که رها شوم و آزاد شوم و گم شوم و دور شوم از هر چه هست و نیست.

امروز من دیوانه ام ، هزار بغض فروخفته را در صدایم پنهان کرده ام و به دختری که می رود تا برای آخرین بار، قبل از اعدام ، مادرش راببیند ، می گویم: مادرت به آرامش احتیاج دارد.
امروز من دیوانه ام. همه از اعدام پسری 20ساله با دنیا دنیا آرزو حرف می زنند و هیچ کس "منبع موثق" نیست تا خبر را تایید کند. و من باید در خبر نوشتن بی طرف باشم و عدالت را رعایت کنم و احساساتم را کنترل کنم.
امروز کم مانده بود فریاد بکشم: من یک ربات نیستم. من آدمم. نگفتم، فریاد نکشیدم، چون کسی نمی فهمید. می دانید؟ نمی فهمید.

امروز، روز جهانی محو خشونت علیه زنان، من رعنایم را در آغوش می گیرم تا از سایه های پشت پنجره، دم سحر، نترسد و برایش داستان خورشید خانم را تعریف می کنم که امروز خواب مانده و دارد بدو بدو می اید تا همه جا راروشن کند. و بعد با زن هندی سرخ پوشی حرف می زنم تا رعنا را قبل از تاریک شدن هوا، در ساعت 4 عصر به خانه ببرد تا شاید کمتر از تاریکی بترسد.
و بعد جهانی را نقد می کنم که بر علیه زنان خشونت روا می دارد. در حالی که خودم عین خشونتم.

امروز من دلم از همه جا و همه چیز سخت گرفته است.

فردا دو دختر داغدار مادرشان می شوند، فردا یک مادر سیاه پوش پسرش می شود. و من، این سوی دنیا، هیچ کار هیچ کار هیچ کاری نمی توانم بکنم.
حالا دخترک پشت تلفن زار می زند: خانم کریمی یک کاری بکنید، مامان را دارند می کشند. و من حتی جرات ندارم که اشک هایم را روی گونه هایم رها کنم
برایم دعا کنید.


۲ نظر:

پروین گفت...

قلم زیبایی دارید.
خوشحال میشم به من هم سری بزنید.

ناشناس گفت...

انشالله كه موفقوسرحال باشيد
فقط به ذكر خداوندارام مى‏گيرد
الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ همان كسانى كه ايمان آورده‏اند و دلهايشان به ياد خدا آرام مى‏گيرد آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مى‏يابد (28)رعد